|
نمی دونم چرا ولی من حس می کنم خیلی از ما ها (بلانسبت شما عزیزان) تو زندگی صداقتمون کمرنگ تر شده و همین طور وجدانمون هم سالهاست که خوابیده و یا ما مجبورش کردیم خودشو بخواب بزنه و یا اگه گاهی بهمون تلنگر می زنه بهش می گیم بابا بی خیال گیر نده دیگه مگه چطور میشه
البته من خودم هم نمی دونم چرا این حرفا رو نوشتم ولی یهو حس کردم باید بگم.... اخه بعضی موقع آدم با کسایی برخورد میکنه که نمی دونه باید چی بگه به اونا و یا جه جور باهاشون برخورد کنه خدایا خودت هوای مارو داشته باش قوربونت برم.... + نوشته شده در چهارشنبه 8 مهر1388 14:0 توسط حميدرضا مريم |
تو را من چشم در راهم شباهنگام حس خیلی بدیه که کسی نسبت به کسی بی اعتماد بشه نمیدونم بی اعتمادی رو چجوری میشه برگردوند و جاشو به اعتماد بده اونم وقتی که تقریبا به ناحق از انسان سلب اعتماد بشه دیگه بدتر.... امیدوارم هرگز به این حس دچار نشین.... + نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388 13:43 توسط حميدرضا مريم |
سلام بچه ها من دوباره بعد از بیش از یک سال دوباره اومدم.... اولین سوالم اینه: نظرتون درباره وضعیت فعلی جامعه پس از انتخابات چیه ؟؟؟؟ + نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388 21:38 توسط حميدرضا مريم |
دوستان خوب عید همتون مبارک باشه انشاء لله در سال جدید به تموم آرزوهای خوبتون برسین و همیشه سالم و تندرست باشین من رو هم توی دعاهاتون فراموش نکنین عزیزای من همتونو دوست دارم ......
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 فروردین1387 9:13 توسط حميدرضا مريم |
مردان در صيد عشق به وسعت نا منتهايي نامردند. گدايي عشق مي كنند تا وقتي مطمئن به تسخير قلب زن نشدند، اما همين كه مطمئن شدند، مردانگي را در كمال نامردي به جاي مي آورند شما با جمله با لا که از یکی از روشنفکران معاصره موافقین ؟ به نظر من که کاملا بر عکس مردها این گدایی رو تا آخر عمر ادامه می دن به نظرتون این جمله از کیه ؟؟ اگه گفتین ؟؟ + نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386 17:29 توسط حميدرضا مريم |
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386 13:17 توسط حميدرضا مريم |
حسين (ع) بيشتر از آب تشنه لبيك بود ، افسوس كه بجاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند . مرحوم دكتر علي شريعتي + نوشته شده در یکشنبه 30 دی1386 14:23 توسط حميدرضا مريم |
مثل یه درنای وحشی تا افق پرواز کن قصه دیگر برای فصل سرما ساز کن زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن ------------------------------------------ از عشق تو گر بلا ببینم چه شود گر جای وفا جفا ببینم چه شود من روی تورا ندیده دیوانه شدم بنگر که اگر ببینم چه شود !!! + نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386 12:22 توسط حميدرضا مريم |
خوشا آنان که در بازار گیتی خریدار وفا بودند و هستند خوشا آنان که در راه رفاقت رفیق با وفا بودند و هستند
نوکرتم مریم خانم خیلی با مرامی ما که از پست قبلی هیچ منظوری نداشتیم بخدا از ما دلگیر نشو مهربونم همیشه خوش باش
+ نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386 14:31 توسط حميدرضا مريم |
سلام خوبی
میخوام باهات حرف بزنم روزی نیست که به وب سر نزنم نمی دونم چرا اما دوست دارم بدونم که واقعا از دستم دلخور شدی اما چرا چرا؟ دوستی ما بلاخره تموم میشد با این کارت اگه بگم ناراحت شدم دروغ نگفتم اگه بگم فقط منتظر بودم که یه پستی رو ان کنی بازم دروغ نگفتم اما چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//این پست اگه واقعا دوستم داشتی اگه برام احترام قائل بودی حداقل جوابمو میدادی همین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بای سلام عزیزم مریم خوبم بخدا باور می کنی از این پست هیچ منظوری نداشتم من که اصلا دل و دماغ سر زدن به وب نداشتم بعضی از دوستان لطف داشتن و گفتن که به پستات ادامه بده منم از روی بی حوصلگی دو تا از اس ام اسایی رو که دوستان فرستاده بودن بدونه هیچ منظور خاصی پست کردم واقعا شرمنده ام اگه باعث ناراحتیت شد و دلخور شدی وقعا ببخشید دوست ندارم تو ازم ناراحت بشی من هنوز هم مخلصتم مریم خانم از اون روز که پستو فعال کردم دیگه نیومده بودم تا امروز ۱۱/۹/۸۶ واقعا منو ببخش عزیزم کجایی چرا نمایای نظر بدی مریم جان ؟؟؟!!! بابا تو ديگه چقدر كينه اي هستي ما كه گفتيم منظوري نداشتيم چرا نمي بخشي مارو ؟؟؟!!! ۹/۱۰/۸۶ هنوز نیومدی !!!!! ۱۶/۱۰/۸۶ چقدر تو کینه ای هستی هنوز ازت خبری نیست که مریمممممممم ۲۷/۱۰/۸۶ پس كي مياي دوباره ؟؟؟ ۳۰/۱۰/۸۶ واقعا که هنوز یه سر نزدی اینجا !!!! دارم نگران می شم خدای نکرده نکنه اتفاقی واست افتاده وگر نه تو اینقدر بی تفاوت نبودی !!!!؟؟؟ ۲۲/۱۲/۸۶ سلام عیدت مبارک چطوری مریم خوبم شاید هرگز دیگه سراغ وبلاگ نیای ولی بدون من تورو هرگز فراموش نمی کنم عزیز دلم ۷/۱/۸۷ + نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386 13:39 توسط حميدرضا مريم |
|